سيدى على كاتبى ( مترجم : محمود تفضلى و على گنجه لى )
60
مرآت الممالك ( سفرنامه اى به خليج فارس ، هند ، ما وراء النهر وايران ) ( فارسى )
آفتابى آفتابى ، دوغه دولت كنشى بر كون اوله * حق تعالى قولينى قهر ايله دايم قراماز « 1 » به حكمت خداوندى ، سه كشتى ديگر ما كه با لنگر آويزان حركت مىكردند هرچند از يك طرف كج شده بودند به راه ادامه مىدادند و سرنشينان آنها به زبان حال ميگفتند . حافظ كشتى شكستهگانيم اى باد شرطه برخيز * باشد كه باز بينيم آن يار آشنا را « 2 » عرض نياز به بارگاه خداى بىنياز مىكردند . الحمد للّه و المنه همگى صحيح و سالم به ساحل رسيده خلاص يافتند .
--> ( 1 ) - معنى شعر چنين است . آفتابى ، روزى كه دولت طلوع مىكند * حق تعالى هميشه بر بندهاش قهر نمىگيرد . ( 2 ) - اين بيت حافظ در متن كتاب به همين صورت آمده است .